یک فنجان چای گرم

توضیح خاصی ندارم

یک فنجان چای گرم

توضیح خاصی ندارم

یک فنجان چای گرم

یک فنجان چای گرم، در یک صبح دل انگیز؛ وقتی خورشید با نگاه همیشه زیبای خود مرا وسوسه می کند تا بنویسم.

پربيننده ترين مطالب
محبوب ترين مطالب
مطالب پربحث‌تر

۱ مطلب با موضوع «نامه ها» ثبت شده است

سلام

می دانم حالت خوب است و خوب می دانی حالم مساعد نیست اما به رسم ادب می گویم شکر، خوب هستم. هر بار تصمیم گرفتم بیایم، ولی نشد. پاهای تاول زده از ترکه های گذشته درد راه را برایم تازه می کرد. هر صبح به شب و هر شب به صبح آیه های یاس برایم تلاوت می شود. می دانی، گاهی فکر می کنم برای تو ارزش ندارم، لطفاً از حرف های من ناراحت نشو، بگذار این محتضر هذیان بگوید. هر روز بی حوصله تر از روز قبل به دنبال راه حل می گردم، نمی خواهم گِلِه بکنم ولی می خواهم از تو بپرسم، چرا؟

هدف بازخواست نیست، فقط می خواهم بدانم. او را نگاه کردی که چطور نابود می شود؛ چرا؟ پرسش را شاید جواب بدهی و شاید هم جواب ندهی، ولی بدان، گرچه تو خوب می دانی که " اگر " های بنی حسرت همچو تیر سه شاخه جگرم را تکه تکه می کنند؛ هنوز درد دارد. بگذار به رسم صداقت بگویم حالم خوش نیست، بگذار به رسم رفاقت گِلِه بکنم. بگذریم.

خواستم بگویم هنوز رمق در این پاها وجود دارد و هنوز گوش ها به آیه های یاس بدهکار نیستند. هنوز در این روزنه امید سوسو می زند. به امید دیدار تو.

۲۴ نظر موافقين ۲۳ ۱۵ آذر ۹۷ ، ۱۵:۳۵
جناب منزوی