یک فنجان چای گرم

توضیح خاصی ندارم

یک فنجان چای گرم

توضیح خاصی ندارم

یک فنجان چای گرم

یک فنجان چای گرم، در یک صبح دل انگیز؛ وقتی خورشید با نگاه همیشه زیبای خود مرا وسوسه می کند تا بنویسم.

چشم دوخته ام به نقطه ای که نامش " شروع " بود؛ شروعی که از آخر شروع شد و در همان شروع به پایان رسید.
خندیدم به شروع کوتاه نگاهم، نگاهی که تا آمد شروع کند از شروع فقط پایانش را دید. هنوز به این می اندیشم که باید پایان شروعم را عوض کنم؛ یا اصلاً خودِ شروعم را از جایی دیگر شروع کنم، از آنجایی که شروعش به پایان ختم نشود و اگر شد دیر ختم شود، ختمی که فاصله اش تا شروع به وسعت یک نگاه باشد؛ نگاهی که هیچ وقت چشم برهم نزند و شروع را به پایان برساند.

نظرات (۱۰)

قالبتون خیلی خوبه :)
از همون رضاست که تغییرش دادید؟
پاسخ:
ممنونم، لطف دارین :)
رضا؟
ولله یکی از قالب های بیان بود که تغییرش دادم :)
گیجم کردین که :(
پاسخ:
چرا؟ :)
برای نوشته هام موضوع قرار داده بودم، بعد این نوشته رو گذاشته بودم تو قسمت " دفتر هذیان "   :)
ممنونم که نوشته رو خوندید.
خیلی عالی شده‌ :)
جدی؟؟ از خود بیانه؟
آخه اینی که من دارم و شبیه شماست، از قالب های رضا هست :)
پاسخ:
واقعاً ممنونم :)
آره از خوده بیانه، خواستم " فوتر " (نوشته ی انتهای وب) رو عوض کنم ( گفتم کلاً حذفش کنم ) شرکت بیان گفت این تخلفه :(
آره قالب شمارو دیدم، خیلی زیبا بود. دست "رضا" هم درد نکنه :)
۱۳ مهر ۹۷ ، ۱۸:۲۰ آقای سر به هوا :)
یکم شروع و پایانش زیاد داشت
ولی قشنگ بود:)
پاسخ:
:)
ممنونم، نظر لطفتونه :)
شروع اصلا خوب نیست
پاسخ:
آره، سخته
ولی شروع مجدد سخت تره :)
چند تا شروع داشت :))
پاسخ:
آره :))
http://zemzemehayetanhaye.blog.ir/1397/07/12/%D9%86%D9%88%D8%A7-%D9%86%DA%AF%D8%A7%D8%B1

شما به چالش دعوت شدین:)
پاسخ:
خیلی ممنونم بزرگوار :)
هان؟! :)))
شروع سخته .... ولی بعدش خیلی دلنشینه ....
پاسخ:
چی شد؟ :))
هر شروعی سخته، ولی بعدش ساده میشه :)
۱۶ مهر ۹۷ ، ۱۷:۴۸ نـــای دل
هر شروعی سخته معمولا...

سپاس..
پاسخ:
دقیقاً :)
خواهش می کنم
مدتها پیش،شروع یکی دیگه رو و البته خودم پایان کردم.
چه بد که اونهم همین سیر رو گذرونده باشه
پاسخ:
گاهی وقت ها در انتخاب شروع سهل انگاری می کنیم،
شروع خوب پایان خوبی داره

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.